علم و قرآن
چهارشنبه ٤ امرداد ،۱۳٩۱
اهمیت خواب از منظر قرآن و جنبه های علمی قضیه ... نظرات() 

هو المحمود

اهمیت خواب در زندگی انسان

خداوند متعال می‌فرماید: «وَ جَعَلْنَا نَوْمَکُمْ سُبَاتًا * وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِبَاسًا * وَ جَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا» و خواب شما را مایه آرامشتان قرار دادیم و شب را پوششی برای شما و روز را وسیله ای برای زندگی و معاش (نبأ/9-11) و نیز می‌فرماید: «وَ مِنْ آیَاتِهِ مَنَامُکُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ» و از نشانه های او خواب شما در شب و روز است (روم/24) پدیده خواب یک پدیده مهم آفرینش و نموداری از نظام حکیمانه آفریننده آن است. این موهبت بزرگ الهی سبب می‌شود که جسم و روان انسان آرامش یابند و با بروز حالت خواب که یک نوع وقفه و تعطیل در کار بدن است آرامش و رفع خستگی حاصل می‌گردد و انسان نیروی تازه ای پیدا می‌کند.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «النُّوم ُراحَةٌ لِلجَسَد،النُطقُ راحةٌ لِلرّوح وَ السُکوتُ راحَةٌ لِلعَقل» خواب مایه آسایش تن است و سخن مایه آسایش روح و سکوت مایه آسایش خرد (ری شهری ،1367)

محمدحسین ضیائی بیگدلی (1383) (در کتاب روانشناسی تحلیلی )می‌گوید: هنگام خواب نیروهای از دست رفته بدن بازیافت می‌شوند و طی آن مواد سمی و زاید که در اثر متابولیسم (سوخت و ساز) در سلول‌های بدن برجای مانده‌اند از بین می‌روند. سپس سلول‌ها انرژی و توانایی بازیافت شده خود را برای مدت زمان بیداری ذخیره می‌نماید تا انسان بتواند با نشاط و توانایی کافی فعالیت‌های خود را طی روز از سر گیرد.

بهترین وقت برای خواب

بدون شک برنامه اصلی برای خواب مربوط به شب است و شب به خاطر آرامشی که از تاریکی پدید می‌آید اولویت خاصی در این مورد دارد. دانشمندان پی برده‌اند 70 درصد از خواب عمیق در یک سوم اول شب صورت می‌گیرد و چنانچه یک شخص تا نیمه شب بخواب نرود در واقع قسمت اصلی خواب خود را از دست داده است. تأثیر خوابیدن قبل از نیمه شب در ایجاد شادابی و نشاط جسم ده‌ها بار بیشتر از خواب ساعاتِ بعد از نیمه شب است، بدترین چیز این است که یک فرد بگوید: ساعت دو نیمه شب خواهم خوابید و چون به هشت ساعت خواب نیاز دارم ساعت ده صبح بیدار خواهم شد (رضوان، 1373)

اما گاه شرایطی در زندگی انسان پیش می‌آید که مثلاً مجبور می‌شود شبانه سفر کند و روز استراحت کند که در این صورت توصیه می‌شود این شخص به خواب قیلوله برود. خواب قیلوله خواب بسیار مفیدی است که موقع آن قبل از ظهر می‌باشد. رسول خدا (صلوات الله علیه) می‌فرمایند: «النوم ُمِن اَوَّل ِالنَّهار خُرُق، وَ القائِلَهُ نِعمَةٌ وَ النومُ بَعدَ العصرِ حُمُق وَ بَینَ العِشانَین یَحرُمُ الرِّزق» خوابیدن ابتدای روز (بین الطلوعین) بی عقلی است و خواب قیلوله (قبل از ظهر) نعمت است و خواب بعد از عصر حماقت است و خوابیدن بین نماز مغرب و عشا مانع رزق و روزی می‌شود. بررسی‌ها و تحقیقات انجام شده در یکی از دانشگاه‌های آمریکا نشان می‌دهد که خواب قیلوله به مدت پانزده دقیقه هنگام ظهر خطر ابتلا به عوارض قلبی را 10 تا 15 درصد کاهش می‌دهد. در نتایج این تحقیقات آمده است که خواب قیلوله در تنظیم «ساعت بیولوژیک» بدن بسیار مؤثر بوده و نشاط فکری فعالیت‌ها و کارایی افراد را افزایش می‌دهد. پزشکان غربی در تحقیقات دیگر تأیید  نموده‌اند که نیم ساعت خواب قیلوله به اندازه یک شب خوابیدن برای بدن او مفید خواهد بود. این حقیقت که به تازگی در غرب کشف شده چهارده قرن پیش بر زبان پیامبر اسلام (صل الله علیه و اله و سلم) و اهل بیت گرامی‌اش جاری شده است.

مضرّات پر خوابی

رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «اِیّاکُم وَ کَثرَةُ النُّوم، فَاِنَّ کَثرَةُ النُّوم یَدَع صاحِبهِ فقیراً یَوم القیامة» از پرخوابی به پرهیزید، زیرا پرخوابی صاحب خود را در روز قیامت تهیدست می‌گذارد. بررسی‌ها نشان داده کسانی که بسیار می‌خوابند از لحاظ روانی گرایش به نگرانی، افسردگی و خجالت‌زدگی دارند، اعتماد به نفس در این‌ها کم می‌باشد کوچک‌ترین مشکلات و حوادث زندگی آن‌ها را به رنج می‌آورد و فکر آن‌ها را به خود مشغول می‌سازد و بیش از دیگران در معرض اختلالات روانی هستند.

ساعت بیدارباشِ بدن

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «ما مِن احدٍ یقراءُ آخِرَ الکَهفِ عِندَ النوم اِلاّ تَیقَظُ فی الساعةِ التی یُریدُها» هر کس آیه آخر سوره کهف را بخواند در هر ساعت که بخواهد می‌تواند بیدار شود (شیخ کلینی، 1361 ش) «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحًا وَلاَ یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا» (کهف/110)

از شگفتی‌های عالم خواب که دانشمندان اخیراً پرده از روی آن برداشته‌اند این است که به هنگام خواب و تعطیلی موقت بخش عظیمی از مغز بعضی از سلول‌ها که آن‌ها را «سلول نگهبان» باید نامید همچنان بیدار می‌مانند و توصیه‌هایی را که انسان قبل از خواب در مورد لحظه بیداری به آن‌ها می‌کند هرگز فراموش نمی‌کنند تا به هنگام لزوم تمام مغز را بیدار کرده به حرکت درآورند، مثلاً مادر خسته ای که شب می‌خوابد و فرزند شیرخوارش در گهواره نزدیک اوست ناخودآگاه به سلول نگهبان که رابط میان روح و جسم است این مطلب را توصیه می‌کند که هر زمان کودک من کمترین صدایی کرد مرا بیدار کن لذا ممکن است غرش رعد این مادر را بیدار نکند اما کمترین صدای کودکش سبب بیداری او می‌شود این وظیفه مهم را سلول نگهبان برعهده‌گرفته است. خلاصه از آنجا که خواب از پدیده های روحی است و روح جهانی است پر از اسرار، عجیب نیست که زوایای این مسأله هنوز روشن نشده باشد ولی هر چه بیشتر در آن به غور می‌پردازیم به عظمت آفریدگار این پدیده بیشتر آشنا می‌شویم (رضوان، 1373)

آداب چگونه خوابیدن

1- پاکیزگی

رسول خدا (صلوات الله) می‌فرمایند: «لا یَتَبَیّن اَحَدُکُم وَ یَدَهُ غَمرَه، فَاِنَّ فَعَلَ فَأصابَهُ لُمَمٌ لِلشّیطانِ فلایَلو مِن اِلاّ نفسَه» هیچ یک از شما با دست‌های چرب نخوابد پس اگر چنین کرد و آسیبی از شیطان (میکروب) به او رسید جز خودش کسی را سرزنش نکند (ری شهری، 1367)

2- با وضو خوابیدن

امام صادق (علیه السلام ) می‌فرماید: «مَن تَطَهّرَ ثُمَ اَولی اِلی فِراشهِ باتَ وَ فِراشِه کَمسجِدهِ» هر کس وضو بگیرد و سپس به بسترش برود در آن شب بستر او چون مسجدش باشد.

3- قضای حاجت کردن

امام علی( علیه السلام)  به فرزند خود امام حسن (علیه السلام) می‌فرمایند: «یا بُنیَّ اِلاّ اَعلَمُک اربَعَ خِصالٍ تَستَغنی بِها عَنِ الطِّب؟ ...» فرزندم آیا چهار کار به تو بیاموزم که بکار بستن آن‌ها از طبابت بی نیازت کند؟ عرض کرد بله یا امیرالمؤمنین. فرمود: بر سفره غذا منشین مگر وقتی که گرسنه باشی، از خوردن دست بکش در حالیکه هنوز اشتها داری، غذا را خوب بجو، و هرگاه خواستی بخوابی قضای حاجت کن اگر این کارها را به کار بندی از طبابت بی نیاز خواهی شد. (محمدی ری شهری،1367)

پر واضح است که بقایای مواد زاید دفعی اعم از مدفوع یا ادرار تمام شب در بدن انسان موجب ایجاد مسمومیت‌ها و مضرّاتی برای او می‌شود.

4- خوابیدن به پشت یا به دست راست

امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: خوابیدن چهار صورت دارد: 1- پیامبران به پشت دراز می‌کشند و می‌خوابند اما چشمانشان بیدار و منتظر وحی خدای عزوجل است 2- مؤمن به دست راست و رو به قبله می‌خوابد 3- شاهان و شاهزادگان به دست چپ می‌خوابند تا غذایی را که خوردند به هضم رساندند و ابلیس و برادران او و هر دیوانه و آفت زده ای دَمَر می‌خوابد. (محمدی ری شهری، 1367)

فواید پزشکی خوابیدن به دست راست: 1- سبب پایین آمدن غذا به قعر معده می‌شود 2- با توجه به اینکه شُشِ سمت راست بزرگ‌تر از شش سمت چپ می‌باشد در نتیجه به دست راست خوابیدن باعث می‌شود فشار کمتری بر قلب وارد شود 3- در صورت خوابیدن به سمت چپ، معده به قلب فشار می‌آورد 4- کبد حالت استقرار و جایگاه بهتری پیدا می‌کند. (عقیل، 1382)

مضرات پزشکی دَمَر خوابیدن: امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: «لا یُنامُ الرّجُل علی وَجههِ، و َمَن رأیتموهُ نائماً علی وَجههِ فأنبهوهُ وُ لا تَدعوه» مرد نباید دمر بخوابد اگر دیدید کسی دَمر خوابیده بیدارش کنید و او را به آن حال نگذارید (محمدی ری شهری، 1367)

1- عمل دستگاه تنفس ارتباط و وابستگی مستقیم با حرکت قفسه سینه دارد که در صورت دَمَر خوابیدن به علت فشار وارد بر قفسه سینه نفس کشیدن سخت شده و حالت تنگی نفس رخ می‌دهد 2- فشار بر احشای داخل شکم می‌آید 3- گردن در حالت غیرطبیعی قرار گرفته و مهره های آن کج می‌شوند 4- اعضای تناسلی مرد در این حالت به علت تماس با زمین تحریک شده امکان ارتکاب عمل گناه به وجود می‌آید. (عقیل، 1382)

دوشنبه ٢ امرداد ،۱۳٩۱
آثار غنا و موسیقی از دیدگاه ائمه (علیهم السلام) ... نظرات() 

بسم الله

 

1- فقر و کاهش روزی

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: «الغِنا یورثُ النِفاق و یُعَقبُ الفَقر» غنا و خوانندگی حرام نفاق را به ارث می‌گذارد و فقر و کاهش روزی را به ارمغان می‌گذارد. ممکن است کسانی بگویند: گوش کردن موسیقی و آوازه خوانی چه ربطی به رزق و روزی آدم دارد؟ چون بنای این نوشته بر اختصار است در پاسخ، مرتضی مطهری در کتاب «انسان و سرنوشت» چنین اشاره دارد: «از نظر مادی عوامل مؤثر در اجل و روزی و سلامت و سعادت و خوشبختی منحصراً مادی است. تنها عوامل مادی است که اجل را نزدیک یا دور می‌کند، روزی را توسعه می‌دهد یا تنگ می‌کند، به تن سلامت می‌دهد یا می‌گیرد خوشبختی و سعادت را تأمین یا نابود می‌کند، اما از نظر جهان بینی الهی علل و عوامل دیگری که «عوامل روحی و معنوی» نامیده می‌شوند نیز همدوش عوامل مادی در کار اجل و روزی و سعادت و سلامت و امثال این امور مؤثرند».

2- عامل بی حیایی و تحریک و تکثیر شهوت

رسول خدا (صلوات علیه) در حدیثی فرمودند: «الغِنا رقیةُ الزِّنا» غنا و خوانندگی حرام کاری است که انسان را به فحشا و زنا می‌کشاند. (ری شهری، 1367)

3- عامل نزول بلا

امام صادق( علیه السلام) می‌فرمایند: «بیتُ الغِنالا تؤمِنُ فیهِ الفجیعَه» خانه ای که در آن غنا و موسیقی حرام باشد از بلا و مصیبت در امان نیست.

4- عامل قساوت قلب

در وصیت پیامبر به حضرت علی (علیه السلام )آمده که ای علی!  سه چیز قساوت قلب می‌آورد اول: گوش کردن به لهویات که از جمله آن غنا و موسیقی حرام است 2- به شکار رفتن 3- درب خانه پادشاهان و سلاطین رفت و آمد کردن. (حر عاملی، 1391 ق)

5- عامل سلب اراده از انسان

امام خمینی (ره) در کتاب چهل حدیث می‌فرمایند: بیشتر از هر چه گوش دادن به تغنیات، سلب اراده و عزم از انسان می‌کند ... (روح اله خمینی، 1371)

6- بی تفاوت شدن به ناموس

7- موسیقی حرام مانع استجابت دعا می‌شود

نوف بکالّی می‌گوید: در یکی از شب‌ها امام علی (علیه السلام) را دیدم که برای عبادت از بستر برخاست نگاهی به ستارگان افکند و به من فرمود: خوابی یا بیدار. گفتم بیدارم. فرمود: «یا نوف، اِنّ داوود علیه السلام قامَ فی مِثلِ هذهِ الساعةِ منَ الیل. فقالَ: انَّها الساعةٌ لایدعُو فیها عبدٌ الاّ استُجیبَ له، الاّ انْ یکونَ عشاراً أوعریفاً او شرطیّاً، أو صاحِبَ عَرْطبة و هی الطنبور أو صاحب کوبةٍ» ای نوف همانا داوود پیامبر( علیه السلام) در چنین ساعتی از شب برمی خواست و می‌گفت: این ساعتی است که دعای هر بنده ای به اجابت می‌رسد. جز مالیات گیران حکومت جور، جاسوسان، شبگردان و نیروهای انتظامی حکومت ستمگر، نوازنده طنبور و آلات موسیقی و صاحب نرد و دیگر آلات قمار که دعایشان مستجاب نمی‌شود. (سید شریف رضی، 1377)

موسیقی از دیدگاه قرآن – فقه و حدیث

تعریف غنا و موسیقی به طور خلاصه؛ غنا به نوعی خوانندگی خاص گفته می‌شود، و موسیقی به نوازندگی با آلات مخصوص اطلاق می‌گردد. به عبارت دیگر «غنا» از نوع صوت انسان است، صوت خاص و موسیقی از نوع صوت آلات و ابزار مخصوص.

امام خمینی (1390 ق) در کتاب فقهی «تحریرالوسیله» حکم و تعریف غنا را این‌گونه بیان می‌کنند: انجام دادن و شنیدن غنا و کسب کردن با آن حرام است و غنا تنها زیبا کردن صدا نیست بلکه عبارت از کشیدن و برگرداندن صدا با کیفیت خاصی است که طرب آور و مناسب مجالس لهو و محافل طرب و آلات و ادوات موسیقی باشد. بین استعمال غنا در کلام حق مانند قرائت قرآن دعا و مرثیه و غیر آن از شعر یا نثر فرقی نیست بلکه اگر در چیزی که خداوند به آن اطاعت می‌شود استعمال شود عقابش مضاعف می‌گردد.

عده ای فکر می‌کنند که برای حرمت غنا و موسیقی حرام و در مذمت و نکوهش آن دلیلی جز فتاوای فقهای بزرگوار وجود ندارد. اگر از جوانی که شبانه روز با نوار موسیقی سروکار دارد بپرسند که آیا می‌تواند یک آیه قرآن یا حدیث در مورد موسیقی و غنا بخواند شاید در جواب بگوید مگر در قرآن و حدیث از موسیقی و غنا صحبتی به میان آمده؟ علت اصلی این نوع قضاوت ممکن است همان نداشتن آگاهی و نبود اطلاعات کافی باشد. به او آگاهی و شناخت نداده‌اند که یک فلسفه بعثت رسول اکرم( صل الله علیه و آله و سلم) از بین بردن آلات موسیقی حرام و لهو و لعب بوده است. «خداوند مرا به عنوان رحمت برای عالمیان مبعوث کرد و هم چنین برای اینکه سازها و نی‌ها (آلات موسیقی حرام) و دیگر امور جاهلیت را نابود و قدغن کنم.» (ری شهری، 1367)

مرتضی مطهری (1378)در کتاب تعلیم وتربیت در اسلام درباره مسأله موسیقی و غنا می‌نویسد: قدر مسلمی در غنا هست و آن این است «آوازهایی که موجب خفت عقل می‌شود» یعنی شهوات را آنچنان تهییج می‌کند که عقل به طور موقت از حکومت ساقط می‌شود و همان خاصیتی را دارد که شراب یا قمار دارد. آنچه مسلم است این است که اسلام خواسته است از عقل انسان حفاظت و حراست کند و عمل هم نشان داده است که مطلب از همین قبیل است.

مذمّت قرآن از غنا

آیات زیادی در جاهای مختلف قرآن در نکوهش و مذموم بودن این گناه بزرگ وجود دارد که تفاسیر آن‌ها توسط ائمه معصومین روایت شده، به چند نمونه از آیات توجه فرمایید: «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الاْوْثَانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» از پلیدی بت‌ها دوری کنید، و از گفتار باطل اجتناب ورزید. (حج/30)

امام صادق( علیه السلام) در تفسیر این آیه فرمودند: «الرجسُ منَ الاوثان: الشطرنج، قولَ الزَّور، الغِنا» منظور از بت‌های پلید که در آیه آمده شطرنج است و منظور از قول زور و سخن باطل، غنا است. (حر عاملی، 1391 ه. ق)

«وَ الَّذِینَ لاَ یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا» و کسانی اند که گواهی دروغ نمی‌دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگواری می‌گذرند. (فرقان/72)

امام صادق( علیه السلام)  فرمودند: منظور از این آیه غنا و خوانندگی حرام است؛ و امام رضا (علیه السلام) نیز لغو در آیه را به غنا تفسیر نمودند. (حر عاملی، 1391 ه. ق).

 ضررهای موسیقی از دیدگاه علامه محمدتقی جعفری

1- مرض مانی: مرضی شبیه به جنون است مریض پیوسته ناآرام است و غالباً بی اختیار با انگشتانش بروی میز و صندلی ضرب می‌زند و خنده های بیجا و پرگویی و عصبانیت از او سر می‌زند 2 - مرض پارانویا: که شخص مبتلا به این بیماری ادعاهای بی مورد نموده و خودش را از همه برتر می‌داند.3- مرض سیکلوتمی: مرضی است که انسان گاه بدون سبب می‌خندد یا می‌گرید. 4- کوتاهی عمر: به تجربه ثابت شده که هیچ‌یک از موسیقی‌دانان به سن شصت سالگی نرسیده‌اند از بسیاری از آیات قرآن کریم و روایات ائمه اطهار استفاده می‌شود که اعمال خیر بر وسعت رزق و طول عمر می‌افزاید ولی گناه و لهو و لعب برکت را از بین خواهد برد و از عمر انسان می‌کاهد و چون موسیقی مطرب گناه محسوب می‌شود معمولاً مروجین موسیقی با وضع نامناسب و عمر کوتاه از دنیا رفته‌اند.5- ضعف اعصاب: که در ایجاد و پدید آوردن امراض خطرناک و مهلک نقش بسزایی دارد؛ و یکی از عوامل مهم خستگی‌های روحی و فکری و سردردهای عصبی گوش دادن به موسیقی است مخصوصاً برای کسانی که به موسیقی آن دقت و توجه می‌کنند. 6- نامنظم شدن ضربان قلب: دکتر روبرت انگلیسی متخصص روانشناسی اطفال ثابت نمود که طفل در رحم مادر بعد از شش ماهگی تحت تأثیر موسیقی قرار می‌گیرد و اگر زن حامله به موسیقی گوش دهد ضربان قلب طفل در رحم زیاد می‌شود از جمله موارد دیگر هیجان، فشار خون، اختلالات دماغی، زیاد شدن فحشا و منکر در اجتماع، تضعیف حس بینایی، سلب اراده و شکست شخصیت، سلب غیرت، اتلاف وقت و جنون و دیوانگی است.

با توجه به بررسی مضرات موسیقی و رایج شدن بیماری‌های روانی و فساد اخلاقی در کشورهای غربی و رجوع بیماران روانی به بیمارستان‌ها و ممنوع شدن موسیقی در کشورهای غربی به خاطر خودکشی و از بین رفتن نوجوان‌ها و جوان‌ها و ... معلوم می‌شود که تمام بیماری‌های جسمی و روانی در سطح جهان امروز در اثر گرایش به این مرض موسیقی است و هیچ چیز خطرناک‌تر از این مرض نیست.   (اسدالله محمدی نیا، 1379)

دوشنبه ٢ امرداد ،۱۳٩۱
ممنوعیت زنا ... نظرات() 

بسم الله

 

زنا عبارت است از ارتباط نامشروع و غیرقانونی مرد و زن، که در قرآن کریم از آن به عنوان «فاحشه» (عمل زشت) یاد شده است؛ و برای پیشگیری از این عمل دستور به ازدواج داده و خواستار حجاب زنان و  کوتاه کردن نگاه مردان و زنان (غض) شده است؛ و سپس در چند آیه و در چند مرحله آن را نکوهش و ممنوع کرده است. که تنها یک آیه را از نظر می‌گذرانیم: قرآن می‌فرماید: «وَ لاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَ سَاء سَبِیلاً» و به زنا نزدیک نشوید چرا که آن همواره زشت و بد راهی است (اسراء/32) در این آیه دو صفت «عمل زشت» و «راه ناپسند» را برای زنا برمی‌شمارد و آن را نکوهش می‌کند و این اولین مرحله برخورد با یک صفت ناپسند است.

برخی از مفسران می‌نویسند که این آیه به سه نکته اشاره دارد:

 الف) آیه فوق نمی‌گوید: زنا نکنید بلکه می‌گوید به این عمل شرم آور نزدیک نشوید و این علاوه بر تأکیدی که در بر دارد اشاره لطیفی به این نکته دارد که زنا غالباً مقدماتی دارد مثل چشم چرانی، ترک ازدواج جوانان، فیلم‌های بد، حضور در مکان‌های بد و ... که انسان را تدریجاً به آن نزدیک می‌کند.

ب) جمله «إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً» مشتمل بر 3 تأکید است (ان- استفاده از فعل ماضی کان- تعبیر فاحشه) که عظمت این گناه را نشان می‌دهد.

پ) جمله «سَاء سَبِیلاً» بیانگر این واقعیت است که این عمل راهی به مفاسد دیگر در جامعه می‌گشاید (مکارم شیرازی، 1373)

در دین اسلام و سایر ادیان پیغمبران قوانینی برای زناشویی وضع کرده‌اند و زنا را عمل غیرقانونی و گناه دانسته‌اند. در نظر اولیاء اسلام فرزند زنا کودک منحرفی است که در روانش تمایلات قانون شکنی و سوء اخلاق وجود دارد. امام صادق (علیه السلام در مورد صفات فرزند زنا می‌فرماید: «ِانَّه یَحِنُ اِلی الحَرام و لاَستِخفافُ بالدَّین و سوءُ المَحضر» (سفینة الزنی، ص 570)

فرزند زنا به گناه متمایل است، قوانین مذهبی را تحقیر می‌کند و در مجالست با مردم بداخلاق است. ممکن است برای افرادی این سؤال پیش آید که دستگاه نطفه سازی زن و مرد با برنامه های دقیق خود مرتباً فعالیت می‌کنند و این عمل طبیعی در مورد زنان قانونی و غیرقانونی فرق نمی‌کند. اسپرماتوزوئید هم که خود نمی‌فهمد که در رحم قانونی جایگزین شده یا غیرقانونی و اجرای صیغه، عقد یا ورقه ای چه تأثیر واقعی در نطفه دارد و چرا فرزند زنا باید دچار انحراف باشد؟ حال برای روشن شدن وضع فرزندان زنا و تفاوت آنان با فرزندان قانونی روحیه زنانی را که به طور غیر مشروع آبستن شده‌اند را مورد بحث قرار می‌دهیم و با مقایسه حالت روحی زنان قانونی حالت روانی هر یک را بررسی می‌نماییم. از نظر محدود شدن بحث به روحیه زنان مسلمان اشاره می‌کنیم.

میلیون‌ها زن و دختر مسلمان در کشورهای اسلامی زندگی می‌کنند که از نظر مراتب ایمانی با هم متفاوتند بعضی از آنان زنانی هستند واقعاً به اسلام مؤمن و مقید و پیروی از رسول اکرم را وظیفه قطعی خود می‌دانند و مخالفت با دستورات الهی را گناه دانسته و ایمان دارند که گناهکار مستحق کیفر پروردگار است. اگر اتفاقاً چنین زنی دچار لغزشی شود یعنی مرتکب زنا گردد، دو نگرانی شدید او را تحت فشار قرار می‌دهد: یکی احساس شرمساری در پیشگاه خداوند و دیگری نگرانی از اینکه مبادا رسوا شود و اقوام و آشنایان مطلع شوند. بعضی دیگر از آن‌ها که از لحاظ مذهبی افراد ضعیف‌تری هستند و ایمان کمتری دارند در اثر ضعف ایمان ممکن است مرتکب زنا شوند و این‌ها شاید شرمندگی کمتری در پیشگاه خداوند احساس کنند، اما همین دسته به افکار عمومی اهمیت داده و در باطن از سیر تنفر و انزجار مردم وحشت دارند. دسته سوم زنانی هستند که به علت هوسرانی یا فقر و بدبختی علناً به بی عفتی آلوده شده‌اند و زنا می‌دهند. این دسته اگر به صورت ظاهر خود را راضی می‌دانند ولی در حقیقت وجدان آنان در باطن امر شرمسار و ناراحت خواهد بود؛ و اگر محرم رازی پیدا کنند شرمندگی خود را با او در میان می‌گذارند و کاملاً از وضع خود ناراضی می‌باشند اما این‌ها اگر با کسی روبرو شوند که آن‌ها را نمی‌شناسند کاملاً خود را پاک‌دامن معرفی می‌کنند (زیرا می‌دانند کار ناپسندی است) تأثیرات ناراحتی‌های روحی که پیش زناکاران به وجود می‌آید روی جسم آن‌ها اثر کرده در نتیجه روی رحم و محتویات آن تأثیر می‌کند و فرزند را از نظر روحی، سالم تحویل جامعه نخواهد داد. امام حسن مجتبی علیه السلام می‌فرمایند: اگر در مواقع آمیزش و انعقاد نطفه دل آرام ـ دوران خون به وضع طبیعی و بدن خالی از اضطراب باشد علی‌القاعده بچه به پدر و مادر شبیه خواهد بود (مجلسی،1385)

گروه چهارم زنانی هستند که به بی عفتی و زنا آلوده‌اند اینان نه ایمان دارند تا از خدا بترسند و نه در جامعه آبرویی دارند تا از مردم حیا کنند در نظر اینان ارتباط مشروع و نا مشروع فرقی ندارد و اگر چنین زنانی باردار شوند اگرچه فرزندانشان دچار عوارض روحی شدیدی نمی‌شوند و در رحم با نگرانی و ترس مادر همراه نیستند، اما در ضمیر باطن مادر عیب‌های بزرگ‌تری وجود دارد و آن فکر تجری و تجاوز و روح قانون شکنی است و همین صفات ناپسند روانی مادر مثل سایر صفات روحی در فرزند زمینه های نامطلوبی به وجود می‌آورد «قلتُ لابی عبدالله- ولَدُ الزِّنا ینکحُ، قال َنعم و لایطلبُ ولدُها» به حضرت صادق( علیه السلام )عرض شد با زنازاده ازدواج کردن حلال است فرمود بلی اما فرزند به وجود نیاورد.

اسلام به موضوع ژنتیک و انتقال صفات مادر یا پدر به فرزندان اهمیت شایانی قایل است و نکات علمی را با بیان ساده آشکار می‌سازد این نکته علمی که اسلام قرن‌ها پیش بشر را متوجه آن ساخته  در قرن اخیر توسط مندل کشیش مسیحی کشف گردید.  

نتیجه اینکه از ازدواج قانونی و مذهبی و بدون خوف و هراس پدر و مادر، نطفه ساخته شده سالم و طبیعی خواهد بود و دختر و پسری که بدون ازدواج قانونی و به طور زنا با یکدیگر بیامیزند بدون تردید دارای آرامش خاطر و حالت طبیعی نخواهد بود. طبق تجربه دانشمندان هر واکنش آنی که روحاً و جسماً روی مادر باردار اثر کند روی جنین اثر دارد پس در صورتی که حادثه یا ترسی در مدت کوتاه بتواند اثر سوء روی جنین بگذارد اضطراب و وحشت مداوم نه ماهه چه طوفان خطرناکی در مزاج طفل پدید می‌آورد. (صانعی، 1381)

ارتباط نامشروع هر انسان با جنس مخالف خود آثار زیان بار معنوی و بهداشتی و اجتماعی برای هر دو طرف به وجود می‌آورد از جمله:

ـ آثار زیان بار معنوی: انسان کسی است که بر اساس عقل و اندیشه و دین کارهای خود را در آن چارچوب‌ها، قانون مند می‌کند و زنا یعنی ارتباط غیرقانونی و بدون ضابطه بین زن و مرد گاهی شکل خشن تجاوز جنسی را به خود می‌گیرد. در این هنگام شخص زناکار از کرامت انسانی خود عبور کرده و به صورت یک حیوان درآمده است. شاید از همین رو باشد که قرآن از آن به عنوان عمل زشت (فاحشه و راه ناپسند «سَاء سَبِیلاً») یاد کرده است.

ـ آثار ضد اجتماعی زنا: برخی از مفسران در مورد فلسفه تحریم زنا می‌نویسند: الف) پیدایش هرج و مرج در نظام خانواده و از میان رفتن رابطه پدران و فرزندان ب) این عمل ننگین سبب انواع برخوردها و کشمکش‌های فردی و اجتماعی در میان هوس‌بازان است. پ) تجربه  و علم نشان داده که این عمل باعث اشاعه انواع بیماری‌هاست. ت) این عمل غالباً سبب سقوط جنین و کشتن فرزندان و قطع نسل می‌گردد چرا که چنین زنانی هرگز حاضر به نگهداری این‌گونه فرزندان نیستند. هـ) هدف از ازدواج تنها مسأله اشباع غریزه جنسی نیست بلکه اشتراک روحی، انس روحی، تربیت فرزندان و ... است که بدون اختصاص زن و مرد به همدیگر و تحریم زنا، هیچ‌یک از این‌ها امکان پذیر نیست. (مکارم شیرازی، 1373)

ـ آثار بهداشتی: انتشار در جامعه، بیماری‌های مقاربتی امراض بسیار مهمی هستند که به دلیل خطرناک و مسری بودن به عنوان مهم‌ترین بیماری‌های پوستی بشمار می‌روند. همچنین به دلیل ضایعات و اختلالاتی که در دیگر اعضای بدن به وجود می‌آورند در طب عمومی جایگاه ویژه ای دارند. بیماری‌های مقاربتی شامل: 1- سفلیس[1] 2- سوزاک[2] 3- شانکر یا آتشک[3] 4- گرانولوم آمیزشی[4] 5- التهاب مهبل

 6 ـ ایدز:یکی از بیماری‌هایی است که از جمله راه‌های عمده انتقال آن ارتباط‌های جنسی است. این بیماری در یک دهه گذشته در سطح جهان به ویژه کشورهای اروپایی و آمریکایی شیوع قابل توجهی یافت است. اما در سطح کشورهای اسلامی گسترش چندانی نیافته است و این مطلب به دلیل رعایت نسبی مسائل جنسی نامشروع توسط مسلمانان است.

لازم به ذکر است آثار زیان بار بهداشتی و اجتماعی زنا می‌تواند از اسرار و حکمت‌ها و فلسفه های این حکم الهی (ممنوعیت زنا) باشد اما نمی‌توان ثابت کرد که علت انحصاری و تامه صدور حکم باشد چرا که ممکن است مصالح و مفاسد دیگری مثل آثار روحی و معنوی نیز در نظر شارع بوده و یا آثار زیان بار بهداشتی دیگری نیز در پس پرده این حکم باشد که هنوز کشف نشده است. (رضایی اصفهانی، 1383)

بنابراین در پاسخ به این سؤال می توان چنین نتیجه گرفت:

 باتوجه به موارد فوق الذکر به این نتیجه میرسیم که هرآنچه درشریعت مقدس در قالب احکام شرعی یاد شده،همه از روی حکمت وفلسفه خاصی است.وشارع مقدس بی دلیل به امر یا نهی از آنها نپرداخته است.وشایددر نگاه اول رعایت آنها باعث جلوگیری از بیماریهای فراوانی می شود.درحالیکه  احکامی که فلسفه آنها بیان شده چه بسا فلسفه های بیشماری درباره اش وجود داشته باشد،ولی شارع مقدس بطور گزینشی برخی از آنها را یاد آور شده است.آری تمام امور یاد شده در قالب احکام شرعی بعنوان یک حکم الهی بیان شده است.لازم بذکر است که علم متکفل تندرستی است وبه بعد ارزشی قضایا کاری ندارد در حالیکه دغدغه اصلی ما بایدابعاد ملکوتی  ومعنویمان باشد.با در نظر گرفتن این اصل متوجه خواهیم شدکه بدون شک احکام الهی دارای مصالح واقعی وفی نفسه میباشند.



[1] syphilis

[2] Gonorrhea

[3] chancroid

[4] Donorania granulomatis

 

دوشنبه ٢ امرداد ،۱۳٩۱
ممنوعیت مقاربت با زنان در حالت عادت ماهیانه ... نظرات() 

بسم الله

 

زنان به صورت عادی در هر ماه چند روز خون می‌بینند (حداقل سه روز و حداکثر ده روز) که اگر با اوصاف خاص (گرم، غلیظ، تیره، همراه با سوزش) همراه باشد به آن خون حیض یا قاعدگی گویند. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِی الْمَحِیضِ وَ لاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ یَطْهُرْنَ ...» و از تو درباره عادت ماهانه [زنان] می‌پرسند، بگو آن، رنجی است پس هنگام عادت ماهانه؛ از [آمیزش با] زنان کناره گیری کنید و به آنان نزدیک نشوید تا پاک شوند (بقره/222)

آیین کنونی یهود و مسیحیت احکام ضد یکدیگر در مورد مقاربت مردان با چنین زنانی دارند. جمعی از یهود می‌گویند معاشرت مردان با این‌گونه زنان مطلقاً حرام است و لو این که به صورت غذا خوردن سر یک سفره باشد در مقابل این گروه مسیحیان می‌گویند هیچ گونه فرقی میان حالت حیض و غیر حیض زن نیست همه گونه معاشرت حتی مقاربت با آنان بی مانع می‌باشد. مشرکین عرب به خصوص آن‌ها که در مدینه زندگی می‌کردند با زنان حائض مانند یهود رفتار می‌کردند و در زمان عادت ماهیانه از آن‌ها جدا می‌شدند. همین امر سبب شد که برخی از مسلمانان از پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) در این مورد سؤال کنند و در پاسخ آنان آیه فوق نازل شد (مکارم شیرازی، 1373) از آنجا که زنان در این حالت از هم‌بستر شدن با مردان تنفر دارند و با توجه به اینکه ممکن است برخی از مردان اراده خود را بر زنان تحمیل کنند قرآن خطاب به مردان می‌کند و به آنان دستور دوری و عدم مقاربت با زنان را می‌دهد. ممنوعیت نزدیکی با زنان در این حالت با وجود همه ضررهای بهداشتی آن امروزه از طرف بسیاری از مردم جهان رعایت نمی‌شود و حتی از مسیحیان نقل شد که آن را جایز می شمارند (مکارم شیرازی، 1373)

در اسلام آن افراط و تفریطی که در برخی مذاهب و جوامع نسبت به زنان هست وجود ندارد بلکه فقط مقاربت با زنان در حالت عادت ماهیانه ممنوع است. در مورد ممنوعیت هم‌بستر شدن با زنان حائض در روایات اهل بیت( علیه السلام ) مطالبی بیان شده و این امر موجب پیدایش برخی بیماری‌ها معرفی شده است (احمد اهتمام، 1344)

برخی از پزشکان و صاحب‌نظران نیز در مورد این حکم و اسرار علمی آن اظهارنظر کرده‌اند که پاره ای از سخنان آنان را نقل می‌کنیم:

ـ حکمت این حکم از طرفی مربوط به مردان است یعنی عادت کردن آن‌ها به صبر و جلوگیری از اسراف در شهوت رانی است و از طرف دیگر مربوط به زنان است یعنی این حالت باعث ناراحتی زنان است که در صورت مقاربت این ناراحتی تشدید می‌شود.

ـ  جلوگیری از افراط و تفریط در مورد زنان: برخی مفسران معاصر می‌نویسند: جمله های اول این آیه که امر به گوشه گیری و اعتزال «فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِی الْمَحِیضِ وَ لاَ تَقْرَبُوهُنَّ» و نهی از مقاربت با زنان حائض می‌کند در بدو نظر شباهتی به دستورات کنونی آیین یهود دارد لکن به قرینه جمله بعد «فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللّهُ» که در مورد مقاربت با زنان بعد از پاک شدن از خون حیض می‌باشد معلوم می‌شود که مراد از گوشه گیری فقط دوری از هم بستری است. پس اسلام راه میانه را در مورد عادت ماهیانه زنان پیموده و از افراط و تفریط بر کنار است. در اینجا هم از تندروی یهود جلوگیری کرده و هم از رفتار مسیحیان که هیچ گونه محدودیتی قائل نیستند و به این ترتیب ضمن حفظ احترام به شخصیت زن و ترک تحقیر او از کارهایی که زیان‌های بهداشتی فراوانی برای مرد و زن دارد پیشگیری نموده است (مکارم شیرازی، 1373)

ـ حکمت دیگر این دستور الهی مصون ماندن مرد و زن از بیماری‌ها است. یکی از پزشکان می‌نویسد: «در شرایط طبیعی مهبل زن توسط ترشحاتی نرم می‌شود و از آسیب محفوظ می‌ماند و این ترشحات که خاصیت اسیدی دارد (اسیدلاکتیک[1]) مهبل را از آلودگی توسط میکروب‌ها مصون می‌دارد. وجود خون در مهبل باعث تغییر در این حالت می‌شود و مقاربت با زنان به هنگام قاعدگی، میزان آلودگی را افزایش می‌دهد که ضررهایی برای مرد و زن دارد چون از طرفی باعث ایجاد خراش‌هایی در مهبل می‌شود و غشای مخاطی رحم که در حالت پوست اندازی و مثل زخم سر باز است محل نفوذ میکروب‌ها از مهبل می‌شود. رحم نیز دچار التهاب می‌شود و در نتیجه باعث پیدایش دردهای شدید در رحم و احساس سنگینی آن و بالا رفتن تب می‌شود و در صورت شدید بودن التهاب ممکن است به سایر قسمت‌ها سرایت کند و در نهایت زن را عقیم نماید؛ و نیز مقاربت موجب احتقان خون شده و خونریزی را افزایش می‌دهد و مردی که در این حالت با زن هم‌بستر شود در معرض بیماری قرار می‌گیرد و ممکن است دچار التهاب مجرای بولی شود. (دیاب و قرقوز، 1404 ه. ق)

یکی از صاحب‌نظران می‌نویسد: در خون حیض و زایمان علاوه بر میکروب‌هایی که در خون‌های عادی بدن است میکروب‌های دیگری هست و اصولاً نطفه مرد یا اسپرماتوزوئید و تخمدان زن خیلی پاک و عاری از میکروب است و خداوند این طور اراده فرموده که این محل عاری از هر آلودگی باشد اگر هم اتفاقاً میکروبی به آنجا راه پیدا کرد اسپرماتوزوئیدها خود برای دفاع آماده‌اند و آن را از بین می‌برند. اما در موقع حیض میکروب‌های بسیاری به وسیله خون وارد شده که اسپرماتوزوئیدها قدرت مقابله با همه ی آن‌ها را ندارند. (اهتمام، 1344)



[1] Lactic Acid

دوشنبه ٢ امرداد ،۱۳٩۱
حرمت استفاده از طلا برای مردان ... نظرات() 

بسم الله الرحمن الرحیم

اسلام در مورد استفاده از انواع زینت‌ها مانند تمام موارد دیگر حد اعتدال را برگزیده است؛ نه مانند برخی از مکتب‌ها و مسلک‌ها که می‌پندارند استفاده از زینت‌ها و تجملات، مخالف زهد و پارسایی است و نه مانند تجمل‌گرایان که غرق در زینت و تجمل می‌شوند و تن به هر گونه عمل ناروایی برای رسیدن به این هدف نا مقدس می‌دهند. اگر روح و جسم انسان مدنظر قرار گیرد، تعلیمات اسلام در این زمینه درست هماهنگ ویژگی‌های روح انسان و جسم اوست.

راجع به حرمت حلقه طلا دست کردن بر مرد که علمای دین و فقها بر آن اتفاق رأی دارند اخبار و احادیث چندی در دست است و این داستان که اغلب تذکر داده شده است، که جوانی از نبی گرامی اسلام (صلوات علیه )دعوت کرد و حضرت پذیرفتند. جوان خانه و خود را آراست و منتظر آمدن حضرت شد و از جمله حلقه ای از طلا در انگشت کرد حضرت آن را دیدند و ورود به خانه اش را موکول به زمان دیگر کردند و فرمودند: این قطعه ای از آتش است که در انگشت داری؛ و همچنین روایت دیگری که پیامبر (صلوات الله علیه )به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «لاتَختَم بِالذَّهب فاِنَّه زینتُکَ فی الآخِرة» طلا بدست نکن زیرا زینت تو در آخرت خواهد بود (یعنی از زینت دنیوی بگذر تا در آخرت از آن بهره مند شوی) (حر عاملی، 1391 ه. ق)

روایات بسیار دیگری وجود دارد که تنها نهی پیامبر را از پوشش طلا بیان کرده، بی آنکه سبب تحریم را بیان کرده باشد. اما از نظر علمی یکسری تأثیرات منفی در مورد طلا برای مرد ذکر شده است؛ از جمله:

الف) تحریکات عصبی

ویژگی‌های جسمی و روانی مرد، تفاوت‌هایی با زن دارد و این تفاوت‌ها به طور طبیعی رسالت‌های گوناگونی را به عهده این دو جنس قرار می‌دهد. اسلام با توجه به تفاوت‌های طبیعی هر یک ـ که در جای خود حکمت‌های ارزشمندی دارد ـ احکام و مقررات ویژه ای را وضع کرده است و از مرد انتظار دارد که عنصری متفکر و فعّال باشد و از تجملات زیاد مانند تزئین به طلا پرهیز نماید. در مقابل برای زن که طبیعتی احساسی و عاطفی‌تر دارد برخی از زینت‌ها را که هم با روحیه او سازگارتر است و هم به زندگی با مرد شیرینی بیشتری می‌بخشد اجازه داده است. (اردو باری، 1387)

ب) افزایش گلبول‌های سفید مردها

تحقیقات جدید نشان می‌دهد، گلبول‌های سفید در مرد بیش از زن است. از طرف دیگر طلا در افزایش این گلبول‌ها مؤثر است. از این رو وجود آن برای زن مفید است ولی برای مردان چندان مناسب نیست و ممکن است موجب بر هم زدن تعادل گلبول‌های سرخ و سفید گردد.

ج) اختلالات هورمونی در مردان

تحقیقات انجام شده در سال 1970 در خصوص اندازه گیری طلا در سرم خون، مایع منی و شیر انسان و همچنین تراکم طلا در بافت‌های مختلف نشان می‌دهد که بیشترین مقدار آن در دستگاه تناسلی از جمله تخمدان‌ها و رحم و در مردان در بیضه ها و اپیدیدم تجمع می‌یابد و در مردان جوان از طریق مایع منی و در افراد مسن از طریق ادرار دفع می‌گردد. محدوده 75 تا 105 نانو گرم طلا در یک میلی لیتر مایع منی، مانعی برای تحرک اسپرم‌ها ایجاد نمی‌کند ولی با بیشتر از این حد میزان تحرک اسپرم به طور محسوسی کاهش می‌یابد.

آندرو[1] و همکارانش در سال 1990 نشان دادند که بالا بردن طلای موجود در بدن افراد زرگر باعث ایجاد اختلالات هورمونی می‌شود و هورمون‌های پرولاکتین و F.S.H بیش از همه تحت تأثیر قرار می‌گیرند. از آنجایی که بیشترین تجمع طلا در دستگاه تناسلی مذکر، اپیدیدیم است و اسپرم‌ها مدتی در آنجا می‌مانند تا قدرت تحرک و باروری پیدا کنند، تحقیقات بعمل‌آمده رابطه معناداری بین قدرت تحرک و میزان طلای موجود در مایع منی نشان داده است. در نتیجه می‌توان یکی از علل عمده تحریم استعمال طلا برای مرد را، نقش این فلز در کاهش تحرک سلول‌های جنسی نر (اسپرم) و اختلالات هورمونی در ظهور صفات ثانویه زنانه دانست (حسامی، 1386).

پس بر همه واضح و مبرهن است که استعمال طلا موجب بروز مشکلات ناباروری شده و در نتیجه هزینه های گزافی را بر خانواده و جامعه تحمیل می‌کند و این جدای از تمام مسائل و مشکلات روحی و خانوادگی است که در پی خواهد داشت و تمام این‌ها در صورتی پایان می‌پذیرد که فرصت درمان از دست نرفته باشد و یا مشکلات ثانویه ای که موجب عدم پاسخگویی به درمان می‌شود را به دنبال نداشته باشد. به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از «محیط» پژوهش‌های علمی پزشکی نشان می‌دهد طلا بر گلبول‌های قرمز مردان نیز تأثیر می‌گذارد، در حالیکه بر گلبول‌های قرمز زنان تأثیری نمی‌گذارد این امر به دلیل وجود لایه چربی میان پوست و گوشت زنان اتفاق می‌افتد. این لایه مانع تأثیر اشعه های عنصر طلا بر روی گلبول‌های قرمز می‌شود.

پژوهش‌های فراوان علمی دیگر نشان می‌دهند که اشعه های طلا نقش منفی بر روی هورمون‌های جنسی مردان دارند در حالیکه اشعه های عنصر نقره بر مردان و زنان چنین تأثیری ندارند. در ترکیب بدن انسان عنصر طلا، اورانیوم، آهن و عناصر دیگر وجود دارد ولی عنصر «نقره» وجود ندارد. طلا و نقره با ترکیبات موجود در غذا از خود واکنش نشان می‌دهند و به همراه آنزیم‌ها در بدن انسان ترکیباتی که برای سلامتی بدن انسان مضر است ایجاد می‌کنند. آنچه از جنس طلا تاکنون مورد توجه محافل پزشکی و بهداشتی قرار گرفته، آلوده بودن آلات تزئینی از جنس طلا به مواد رادیواکتیو می‌باشد که اخیراً آلودگی مخصوصاً حلقه های طلا به فرآورده های رادون تأیید گردیده است. آنالیز حلقه ها نشان می‌دهد که اکتیویته و فعالیت آن به علت وجود فرآورده های تجزیه رادون یعنی رادیوم D و E با نیمه عمر بیست سال که اشعه بتا صاعد می‌کند بوده است. رادیوم D با سرب 210 و رادیوم E با بیسموت 210 فرآورده های مهم تجزیه رادون هستند که روی طلا رسوب کرده و می‌توانند سال‌ها سبب واکنش‌های جلدی سطحی شوند اخیراً یکی دو کارخانه مجهز طلا را قبل از شکل دادن از نظر رادیواکتیویته امتحان می‌کنند و فقط نوع خاصی از طلا را قابل تحمل برای پوست اعلام می‌دارند.

آری پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) که قرن‌ها پیش درباره این موضوع فرمودند: طلا و ابریشم برای مردان امتم حرام است و برای زنان امتم حلال است، این میزان اهمیت و فایده احکام اسلامی را ثابت می‌کند. اکنون می‌بینیم چشم بینای اسلام که انگشتر و آلات طلا را بر مرد حرام ساخته بدون شک زیان آن را برای شخص مدنظر داشته است.



[1] . Andrew

یکشنبه ۱ امرداد ،۱۳٩۱
تأثیر یاد خدا در آرامش دل و رفع اضطراب و نگرانی از لحاظ علمی ... نظرات() 

با سلام

حلول ماه پر برکت رمضان بر همگی مبارک باد.

یکی از پزشکان صاحب‌نظر در این زمینه می‌نویسد: واکنش سوگ ناشی از داغ‌دیدگی، واکنش طبیعی است. تحقیقات زیادی نشان داده‌اند که داشتن تفکر و عملکرد مذهبی به طور محسوس موجب کاهش شدتِ دردِ فقدان و دوری آن می‌شود. این تأثیر از طریق مکانیسم‌های چندی صورت می‌گیرد: اول: اعتقاد، ایمان، و توکل به خداوند،  با یاد و نام او قلب‌ها آرام می‌گیرد «أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/28) دوم: داشتن صبر و بردباری و تسلیم رضای خداوند و تسلیم نظام الهی و پناه بردن به خداوند در هنگام مصیبت‌ها، نیز موجب کاهش شدت و دوره سوگ می‌شود. سوم: بهره گیری از سمبل‌های ایمانی و مذهبی از دیگر عوامل مهم و مؤثر در کاهش دردِ فقدان است. در شیعه نمونه متعالی این مراسم مربوط به عزاداری‌های عاشوراست. عاشورا نمونه ای از هر نوع داغ را داراست. داغ فرزند، داغ برادر، غم اسیری و مظهر متعالی وداع با زندگی. انسان مسلمان داغدار به هر میزان که بتواند خودش را جای داغداران کربلا قرار دهد و با آن‌ها همانند سازی کند به همان میزان از فشار داغ‌دیدگی خودش کاسته می‌شود.

همچنین در پژوهشی روشن شد افرادی که اعتقادات مذهبی قوی داشتند نسبت به خودکشی تنفر و انزجار بیشتری نشان دادند ازجمله باقر غباری بناب(1381) در مقاله ای تحت عنوان باورهای مذهبی و اثرات آن‌ها در بهداشت روان، در توضیح اینکه چرا افرادِ مذهبی کمتر دست به خودکشی می‌زنند دلایل مختلفی ارائه می‌دهد که از آن جمله بالا بودن عزت نفس و داشتن مسئولیت اخلاقی است. همچنین عواملی مانند اعتقاد به بخشایش پروردگار، اعتقاد به مبارزه با وسوسه های شیطانی از قبیل خودکشی، اعتقاد به عدالت و روز واپسین را از دیگر عوامل می‌داند.

توجه به این نکته ضروری است که حکمت و فلسفه دستورات و مطالب قرآن کریم منحصر در تأثیرات روانی آن نیست بلکه تأثیرات معنوی (مثل نزدیکی به خدا و تکامل روحی و ...) نیز دارد و ممکن است هنوز بسیاری از آثار آن برای ما روشن نشده باشد.

چهارشنبه ٢۸ تیر ،۱۳٩۱
ممنوعیت نوشیدن شراب (خمر) در قرآن (2) ... نظرات() 

حکمت‌ها و اسرار علمی

حرمت و نجاست شراب و مسکرات از چند جهت قابل بررسی است و در روایات اهل بیت (علیهم السلام) و سخنان متخصصان علوم پزشکی مطالب مختلفی در مورد ضررهای معنوی، اجتماعی و بهداشتی آن گفته شده است که به طور خلاصه بدان ها اشاره می‌کنیم:

الف) آثار شراب خواری در روایات

عَن رَسولُ الله (صَلواتُ الله علیه) «الخمرُ اُمُ الخَبائِث» خمر ریشه زشتی‌ها و جنایات و امور پلید است (محدث نوری، 1377 ش)

عَن الباقر علیه السلام: «اِنَّ ُمدمِنُ الخَمر کَالعابد وَثَن وَ یورِثهُ الاِرتعاش وَ یَهدَمُ مُروَّتِه و تَحملهُ علی التَجسُّر علی المحارمِ مِن سَفک الدِماء وَ رکوبِ الزَّنا حتی لا یؤمنوا اذا سَکران یَثبُ علی حَرمهِ و هو لا یَعقِلُ ذلک و الخَمرُ لاتزید شارِبُها الاَکلَ شَر»

دائم الخمر مانند بت پرست است، شراب برایش رعشه بدن پدید می‌آورد، مردانگی و انصاف و مروتش را نابود می‌کند شراب است که شراب خوار را وادار بر جسارت بر نزدیکان و اقوام و خویشان و خونریزی و زنا می‌نماید حتی در هنگام مستی نمی‌تواند از زنای با محارم ایمن باشد او پس از مستی این کار را بی توجه انجام می‌دهد و شراب وادار کننده هر نوع شر و اعمال ضد انسانی است (مجلسی، 1385) در روایات به برخی از آثار زیان بار جسمی (رعشه بدن) و برخی آثار روحی و روانی اشاره شده از همه مهم‌تر مسئله زائل شدن عقل است که به آن اشاره شد.

ب) آثار ضد معنوی و اجتماعی

در آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام به این آثار اشاره شده است که به آن‌ها اشاره کردیم اکنون نگاهی فهرست‌وار بدان ها می‌کنیم:

1- خروج شراب خوار از حوزه انسانیت: شراب عقل را زایل می‌کند و بیان شد که خمر به معنای پوشش است و از آن جهت بدین نام نامیده شده که عقل فرد مست شده را می‌پوشاند و از کار می‌اندازد. عقل عالی‌ترین موهبت الهی به انسان است. اندیشه امتیاز انسان است که او را از حیوانات جدا می‌سازد پس هنگامی که شراب انسان را مست می‌کند و عقل را زایل می‌سازد او را از حوزه انسانیت خارج می‌سازد و به یک حیوان تبدیل می‌کند.

2- ضررهای اجتماعی شراب خوار: شراب خواری از اعمال شیطانی است که شیطان می‌خواهد با آن بین انسان‌ها دشمنی کند شراب خواران به خاطر روحیه درنده خویی و شرارت که غالباً در حال مستی پیدا می‌شود، دست به اعمال جنایت آمیز می‌زنند، به طوری که آمار زیادی از تصادفات و قتل و خودکشی و درگیری با پلیس، مربوط به افرادی است که از مشروبات الکلی استفاده می‌کنند. (دیاب، 1383)

طبق آماری که برخی مؤسسات تحقیقاتی در غرب منتشر کرده‌اند جرائم اجتماعی الکلی‌ها از این قرار است (مکارم شیرازی، 1373) : مرتکبین قتل‌های عمومی 50 درصد ضرب و جرح در اثر نوشیدن شراب 8/77 درصد جرائم جنسی مربوط به الکلی‌ها 8/88 درصد یکی از صاحب‌نظران می‌نویسد: یکی از ضررهای مسکرات مردم آزاری است، شخص شراب خوار، مردم، همسایگان پدر و مادر و خانواده خود را اذیت می‌کند (اهتمام، 1344)

3- زیان‌های اقتصادی شراب خوار: یکی از دانشمندان می‌گوید: اگر دولت‌ها ضمانت کنند که درب نیمی از میخانه ها را ببندند می‌توان ضمانت کرد که از نیمی از بیمارستان‌ها و تیمارستان‌ها بی نیاز می‌شویم (مکارم شیرازی،1373) پس اگر تجارت مشروبات الکلی سودی زودگذر (مثل مالیات برای دولت‌ها) دارد اما ضررهای آن بیشتر از نفع آن است و این حقیقی است که قرآن قرن‌ها قبل بیان داشت «وَإِثْمُهُمَآ أَکْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا» (بقره/219)

4- ضررهای معنوی شراب خوار: مصرف مسکرات به صورت کلی انسان را از دین دور می‌کند ولی به صورت خاص قرآن کریم می‌فرماید: مانع یاد خدا و نماز است (مائده/91-90). یکی دیگر از ضررهای الکل در حوزه اخلاق است. در شخص الکلی عاطفه خانوادگی و محبت نسبت به زن و فرزند ضعیف می‌شود به طوری که مکرر دیده شده است پدرانی فرزندان خود را با دست خود کشته‌اند (مکارم شیرازی، 1373)

پ) آثار زیان بار خمر از نظر علوم پزشکی

در این مورد بسیاری از صاحب‌نظران، پزشکان و مفسران مطلب و کتاب نوشته‌اند که به پاره ای از آن‌ها اشاره می‌کنیم. در ابتدا مطالب دکتر دیاب و دکتر قرقوز را که توضیحات مشروحی در این زمینه داده  می‌آوریم:

الکل با سرعت شگفت انگیزی از طریق بافت‌های مخاطی دهان و معده و ریه جذب شده، وارد خون می‌شود. یعنی به محض رسیدن جام محتوی مشروب به دهان، الکل جذب و سریعاً وارد جریان خون می‌شود. پس از ورود الکل به معده با توجه به نسبت آب موجود در آن به تمام بافت‌های بدن توزیع می‌گردد. اگر زن باردار مشروب الکلی مصرف کند به بدن جنینی که در شکم دارد می‌رسد و مستقیماً روی مغز وی اثر می‌گذارد زیرا تأثیر مستقیم الکل روی مغز است؛ و هم چنین پنج تا ده درصد الکل مصرف شده، بدون هیچ گونه تبدیلی به وسیله کلیه‌ها و ریه ها رفع می‌شود. اما بقیه در معرض اکسیده شدن در کبد قرار گرفته و تبدیل به گاز دی اکسید کربن (CO2) و آب و انرژی می‌شود. میزان واحد کالری بدست آمده از یک گرم الکل در این عمل به هفت کالری می‌رسد و همین مسئله موجب بروز بی میلی شدید به غذا در انسان می‌گردد که نتیجه آن دچار شدن شخص به کمبود مواد غذایی در بدن است.

مضار و مفاسد طبی الکل

مفاسد الکل را می‌توان به دو قسمت اصلی تقسیم کرد: مسمومیت الکلی حاد (مستی) و مسمومیت الکلی مزمن (اعتیاد) یا الکلیسم.

اول مسمومیت الکلی حاد

مصرف مقدار زیاد الکل، انسان را دچار گیجی و مستی می‌کند. چه شخص معتاد به الکل باشد چه نباشد. عضوی که بیش از سایر اعضای بدن از الکل متأثر می‌شود مغز است. تأثیر الکل بر مغز همانند سایر مواد مخدر تأثیری است تخدیری. حالت مستی موقعی بروز می‌کند که میزان الکل موجود در خون به 5/0 درصد برسد با افزایش میزان الکل موجود در خون شدت مستی نیز افزایش می‌یابد تا اینکه به بیهوشی و سپس مرگ منتهی گردد. این عوارض دماغی شخص مست را در معرض این خطرها قرار می‌دهد:

1-  تصادف با اتومبیل و یا سقوط در رودخانه و یا گودال به دلیل عدم توانایی در حفظ تعادل به هنگام راه رفتن.

2-    اقدام به تجاوزهای جنسی به دلیل ایجاد میل شدید به مقاربت جنسی در شخص.

3-    تجاوز به حقوق دیگران و به راه انداختن مشاجرات بی دلیل به جهت فقدان تعقل و تفکر منطقی.

4-    زخم معده حاد که ممکن است منجر به مرگ شود.

5-  اغما که ممکن است با کمبود قند خون نیز همراه شود حتی برخی افراد مست با استنشاق بوی استفراغ خود نیز می‌میرند.

6-    مرگ بر اثر تنگی نفس و متوقف شدن قلب از فعالیت.

شاید برخی در مقام اعتراض بگویند که مقدار کمی الکل موجب سکر نمی‌شود. در پاسخ می‌گوید: خیر، حالتی وجود دارد بنام «سکر» که مرض معروف است و در نتیجه نوشیدن مشروبات الکلی (چه کم و چه زیاد) برای افرادی که دارای شخصیتی متزلزل هستند حاصل می‌شود و به صورت جنون عقلی حاد ظاهر می‌شود این حالت از چند ساعت تا بیست و چهار ساعت به طول می‌انجامد و گاهی بیشتر از این مدت هم طول می‌کشد.

اعتیاد مزمن به الکل سبب وارد آمدن زیان‌های بسیاری به تمام دستگاه‌های بدن می‌گردد که می‌توان این زیان‌ها را با توجه به دستگاه‌های متضرر به قرار زیر عنوان کرد:

1-    الکل و بیماری‌های عصبی

2-    الکل و بیماری‌های گوارشی

3-    الکل و بیماری‌های قلبی

4-    الکل و نارسایی‌های خونی

5-    الکل و سرطان

6-    الکل و بیماری‌های روانی

در مورد برخی از این ضررهای بهداشتی و بیماری‌های که در مورد شراب خواران نسبت داده شد باید گفت که اولاً این بیماری‌ها همه گیر نیست بلکه برخی از این آثار در برخی از افراد هویدا می‌شود ولی در برخی دیگر ظاهر نمی‌شود (مثل سرطان، بیماری‌های عصبی، سکته مغزی و ...) که علت این امر می‌تواند قدرت متفاوت بدن افراد در مقابل آثار زیان بار شراب باشد. یعنی برخی افراد در مقابل برخی بیماری‌ها مقاومت بیشتری دارند. آری جلوگیری از نوشیدن شراب و حکم به پلید بودن آن یکی از معجزات علمی قرآن کریم است. چرا که در شرایطی این احکام صادر شد که بشریت با علاقه و اشتها به شراب خواری روی آورده بودند و از ضررهای بهداشتی آن اطلاع چندانی نداشتند در حقیقت این ممنوعیت یکی از خدمات دین اسلام به بشریت بوده است.

دوشنبه ٢٦ تیر ،۱۳٩۱
ممنوعیت نوشیدن شراب (خمر) در قرآن (1) ... نظرات() 

بسم الله الرحمن الرحیم

خمر چیست؟ خمر به معنای پوشش است و هر چیزی که چیز دیگر را بپوشاند و مخفی کند «خمار» گویند. ولی در اصطلاح شریعت به هر مایع مسکر (مست کننده) خمر گفته می‌شود خواه از انگور گرفته شده باشد یا از کشمش و خرما باشد و هر نوع مشروب الکلی را شامل می‌شود. استعمال واژه خمر برای مایعات مسکر به علت تناسبی است که بین معنی لغوی آن (پوشیدن) با این معنا وجود دارد، زیرا این مایعات به جهت مستی که ایجاد می‌کنند، روی عقل پرده ای می‌افکنند و نمی‌گذارند بد را از خوب و زشت را از زیبا تمیز دهد. خمر محتوی مواد شیمیایی بسیاری است. ولی آنچه بیشتر مورد نظر ماست الکل اتیلیک (Athyl Alchohol) با فرمول (CH3CH2OH) است که در حقیقت ماده اصلی خمر بوده و سبب تمام زیان‌های ناشی از مصرف انواع آن است. این ماده از تخمیر قند انگور به وجود می‌آید. (احمد اهتمام، 1344)

مراحل برخورد قرآن با شراب خواری

خداوند در قرآن کریم در چهار مرحله با مسئله شراب برخورد می‌کند که بسیار آموزنده است در مرحله اول می‌فرماید: «وَ مِن ثَمَرَاتِ النَّخِیلِ وَ الأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا» و از میوه های درختان خرما و انگور باده مستی بخش و خوراکی نیکو برای خود می‌گیرید (نحل/67)

کلمه سکر در لغت به چند معنا آمده است: شراب مست کننده، طعم طعام، سکون و ... (طبرسی، 1395 ق) اصل این کلمه به معنای سد مجرای آب است و مستی را سکر گویند چون راه معرفت را می‌بندد. کلمه سکر را در این آیه برخی از مفسران به معنای مسکرات (امثال شراب مست کننده) گرفته‌اند بنابراین آیه فوق اشاره به نامطلوب بودن و تحریم شراب دارد. (مکارم شیرازی، 1373)

بنابراین در این مرحله بر استفاده های سالم و حلال از میوه انگور و خرما تأکید می‌شود و راه استفاده صحیح نشان داده می‌شود این اولین مرحله در تربیت صحیح افراد و راه جلوگیری از عادات زشت است. در مرحله دوم می‌فرماید: «یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَآ أَکْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا» درباره شراب و قمار از تو می‌پرسند، بگو: بر آن دو گناهی بزرگ، و سودهایی برای مردم است، ولی گناهشان از سودشان بزرگ‌تر است. (بقره/219) در این مرحله چند نکته قابل توجه است:

1- بعضی از مسلمانان توجه به شراب و قمار داشته و از احکام آن سؤال می‌کردند و آیه در پاسخ پرسش‌های آنان نازل شده است

2- قرآن کریم هنگامی که می‌خواهد شراب را حرام کند با نرمی و لطافت برخورد می‌کند.

3- روش تربیتی قرآن بسیار جالب است چون در برخورد با دو پدیده زشت یعنی شراب خواری و قمار بازی از همان ابتدا برخورد تند و سخت نمی‌کند بلکه با انصاف می‌فرماید این‌ها منافعی (مادی و زودگذر مثل حالت برد در قمار یا فراموشی غم‌های زندگی در مستی) دارد اما ضررهای (روحی و بهداشتی و جسمی) آن بیشتر است. پس معنای آیه چنین می‌شود که شراب و قمار ضررهای بسیار گرانی به جان و جسم انسان وارد می‌کند چرا که مانع کمالات و نیکی‌هاست. این برخورد جالب قرآن با پدیده شراب خواری باعث شد که بسیاری از مسلمانان این عادت زشت را ترک کردند.

در مرحله سوم می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَ أَنتُمْ سُکَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ» ای کسانی که ایمان آورده‌اید در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا زمانی که بدانید چه می‌گویید. (نساء/43) در تفسیر این آیه چند دیدگاه در بین مفسران قرآن وجود دارد:

  الف) مراد از این آیه آن است که مسلمانان با حالت مستی که بعد از خوردن شراب حاصل می‌شود وارد نماز نشوند و این امر دو فایده مهم در بر دارد نخست اینکه مناجات با خدا مستلزم فهم و درک مطلب است و اگر کسی با حالت مستی در برابر حضرت حق قرار گیرد علاوه بر آنکه نوعی بی ادبی است از نماز نیز بهره ای نمی‌برد. دوم اینکه با توجه به نزدیک بودن اوقات پنج‌گانه نماز واجب (به ویژه در صدر اسلام) کسی عملاً نمی‌توانست به شراب خواری روی آورد چون اگر صبح یا عصر نماز می‌خواند اثرات آن تا موقع نماز باقی می‌ماند و این مطلب نوعی مبارزه با شراب خواری در جامعه بود. (مکارم شیرازی،1373)

ب) برخی از مفسران شیعه و اهل سنت بر آنند که مراد از مستی (سکر) در آیه فوق مستی خواب است پس معنای آیه این می‌شود که با حالت خواب آلودگی نماز برگزار نکنید (الحویزی، 1383) اما بر خی از مفسران به این دیدگاه اشکال کرده‌اند که این تفسیر از مفهوم «حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ» استفاده شده است. اگرچه در معنای سکاری داخل نباشد. به عبارت دیگر از جمله تا بدانید چه می‌گویید استفاده می‌شود که نماز خواندن در هر حالی که انسان از هو شیاری کامل برخوردار نباشد ممنوع است. خواه حالت مستی باشد یا باقیمانده حالت خواب باشد.

در مرحله چهارم خداوند می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الأَنصَابُ وَ الأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ * إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاء فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللّهِ وَ عَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ» ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شراب و قمار و بت‌ها و تیرهای قرعه پلیدند و از عمل شیطان اند. پس از آن‌ها دوری گزینید، باشد که رستگار شوید. همانا شیطان می‌خواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد پس آیا شما دست برمی دارید (مائده/91-90)

در این آیه دو نکته قابل توجه است: اول: آیه حکم حرمت شراب را به صورت قطعی بیان کرده است ولی این عمل پس از سه مرحله قبل بود که ذهنیت مسلمانان برای این حکم آماده شده بود، به طوری که پس از نزول آیه فوق پاسخ عمر بن خطاب یکی از شراب خواران دوران جاهلیت این بود «اِنتَهینا ... اِنتَهینا» یعنی دیگر نخواهیم نوشید دیگر نخواهیم نوشید و با نزول این آیه هر که جامی در دست داشت آن را شکست و جامعه مسلمانان یکپارچه به فرامین شریعت گردن نهاد؛ و این تأثیر شگفت انگیز روش تربیتی قرآن کریم بود که به صورت چند مرحله ای و تدریجی اجرا شد. دوم: در این آیه حکم تحریم شراب به صورت خشک بیان نشده است بلکه ضررهای شراب خواری و قمار بیان شده است که عبارتند از: رجس (پلید) است. عمل شیطان است، و او می‌خواهد با این عمل بین شما دشمنی ایجاد کند و می‌خواهد با این عمل مانع شود که شما به یاد خدا باشید و به نماز بپردازید.